رصد اثرات کوانتومي امواج گرانشي کيهاني

 

رصد اثرات کوانتومي امواج گرانشي کيهاني ....


جام جم آنلاين: فيزيکدانان يک پروژه بين المللي يک مجموعه از دستگاههاي تداخل سنج ليزري را ساخته اند که قادر است که در يک ميليونيم درجه بالاتر از صفر مطلق کيهان را رصد و اثرات کوانتومي امواج گرانشي را نشان دهد





600 محقق بين المللي به سرپرستي بنياد علوم ملي آمريکا پروژه اي به نام "ليگو" (رصد امواج گرانشي تداخل سنج ليزري) را اجرا کرده اند که نشان مي دهد نشانگرهاي تداخل سنجي امواج گرانشي مي توانند همانند ابزاري براي کنترل نسبيت عمومي و پديده هاي فيزيک نجوم مورد استفاده قرار گيرند و به دستگاههايي حساس براي آزمايش اثرات مکانيک کوانتومي ماکروسکوپي تبديل شوند.

انتظار مي رود که "ليگو" بتواند به طور مستقيم پرتوهاي گرانشي ساخته شده از پديده هايي که در فضاهاي دور کيهاني رخ مي دهد از برخورد ميان ستاره هاي نوتروني و سياه چاله ها تا انفجار ابرنواخترها را رصد کند.

نتايج آزمايش اين نشانگرهاي امواج گرانشي که در مجله علمي New Journal of Physics منتشر شده اند نشان مي دهد که براي بررسي و کنترل تغيير مکان نسبي آينه هاي تداخل سنج که هريک از آنها در فاصله چهار کيلومتري از ديگري قرار گرفته اند از نوارهاي نور ليزر استفاده مي شود. تداخل سنجهاي به کار رفته در "ليگو" مي توانند تغيير مکانهاي کمتر از يک هزارم ابعاد يک پروتون را ثبت کنند. اين حساسيت بالا نشان مي دهد که اثر امواج گرانشي پيش بيني شده بسيار کوچک هستند.

در باندهاي مختلف بسامد، حساسيت "ليگو" به صدايي که از ماهيت کوانتومي نور ليزر مشتق شده و به صداي گرمايي خود آينه ها محدود مي شود. رصد رفتار مکانيک کوانتومي "ليگو" مي تواند صداي گرمايي را کاهش دهد و دما را به يک ميليونيوم بالاتر از صفر مطلق (صفر کلوين) برساند.

راديوتلسکوپ يا تداخل‌سنج ليزري؟

 

امواج گرانشي، بزرگ‌ترين پيش‌بيني نظريه نسبيت عام است که پس از گذشت 95 سال هنوز اثبات نشده؛ اما راديو‌تلسکوپ‌ها و تداخل‌سنج‌هاي ليزري رقابتي سخت را براي يافتن نشانه‌هايي از آن آغاز کرده‌اند.

به گزارش خبر آنلاين، اخترشناسان امواج راديويي با کمک بهترين زمان‌سنج‌هاي سماوي، کاوش جديدي را براي يافتن نشانه‌هايي از تغييرات چارچوب فضا در اثر امواج گرانشي آغاز کرده‌اند. اين تغييرات که توسط تئوري نسبيت عام اينشتين پيش‌بيني مي‌شود، تاکنون مستقيما مشاهده نشده است؛ اما رويکرد جديد اخترشناسان، رقيبي براي رويکرد پرخرج‌تر رديابي امواج گرانشي توسط تداخل‌سنج‌هاي ليزري محسوب مي‌شود.

شبيه سازي مراحل برخورد دو ستاره نوتروني و توليد امواج گرانشي جديد

در گزارش نيچر آمده است، از اواخر دهه 1970 / 1350 اخترشناسان دريافته‌اند که امواج گرانشي، زمان رسيدن تابش‌هاي الکترومغناطيسي را که از تپ‌اخترها سرچشمه مي‌گيرند، تحت تاثير قرار مي‌دهد. تپ‌اخترها، ستارگان نوتروني باقيمانده از يک انفجار ابرنواختري هستند که با سرعت سرسام‌آور چند ده تا چند صد بار در ثانيه به دور خود مي‌چرخند و تابش‌هاي الکترومغناطيسي منظمي را گسيل مي‌کنند. اخيرا و با کشف چندين تپ‌اختر هزارم ثانيه‌اي که در هر ثانيه هزار بار تابش الکترومغناطيسي گسيل مي‌کنند، ايده استفاده از تپ‌اخترها از حالت تئوري به مرحله عملي رسيده است. تابش‌هاي الکترومغناطيسي اين تپ‌اخترها بسيار سريع‌تر و قابل اعتمادتر از تپ‌اخترهاي عادي است.

تلسکوپ فضايي پرتوهاي گاما فرمي ناسا، موقعيت تعدادي از اين ساعت‌هاي کهکشاني را شناسايي کرده که به اخترشناسان امواج راديويي اجازه مي‌دهد آنها را مورد مطالعه قرار دهند. اخترشناسان با بررسي تغييرات ناچيز در زمان رسيدن تابش‌هاي الکترومغناطيسي که تنها معادل کسري از ثانيه است، مي‌توانند تاثير احتمالي يک موج گرانشي زودگذر را بر زمين رديابي کنند. اگر اين تلاش‌ها به نتيجه برسد، محققان ابزار جديدي را براي کشف طوفان‌هاي کيهاني مانند برخود سياهچاله‌ها که تصور مي‌شود امواج گرانشي را توليد مي‌کنند، در اختيار خواهند داشت.

تداخل‌سنج‌ها قبلا موقعيت اجرام آزمون خود را با دقت يک در ميليون ميليون ميليارد (10 به توان منفي 21) مشخص کرده‌اند. پرنس اين دقت را به اندازه‌گيري فاصله نزديک‌ترين ستاره به زمين با دقتي معادل ضخامت موي انسان تشبيه مي‌کند.

گروه‌هاي مختلفي در استراليا، اروپا و آمريکاي شمالي بر روي اين موضوع کار مي کنند. اين گروه‌ها رقيب گروه‌هاي بزرگ‌تر و سرمايه‌دارتري محسوب مي‌شوند که از تداخل‌سنج‌هاي ليزري براي رديابي امواج گرانشي استفاده مي‌کنند. اين تداخل‌سنج‌‌ها از دو مسير چند کيلومتري کاملا يکسان ولي عمود بر يکديگر تشکيل شده که پرتوهاي ليزر درون اين مسيرها برقرار است. پرتوهاي ليزر از يک منبع منتشر مي‌شوند و پس از طي مسير چند کيلومتري، از آينه دقيق مستقر در انتهاي مسير بازتاب مي‌شوند و درنهايت با هم برخورد کرده، به درون آشکارساز هدايت مي‌شوند. مسير طوري تنظيم شده که برخورد پرتوهاي ليزر با يکديگر ويرانگر باشد و اين پرتوها با خنثي کردن يکديگر، فضايي کاملا تاريک در آشکارساز برقرار کنند. اما اگر يک موج گرانشي به اين تداخل‌سنج برسد، چارچوب فضا و مقياس‌هاي آن در اين دو بازو تغيير مي‌کند و درنتيجه، پرتوهاي ليزر عبوري از آنها از حالت تنظيم‌شده خارج مي‌شوند. بنابراين، برخورد آنها با يکديگر، درخشي عجيب به همراه خواهد داشت که آشکارساز مي‌تواند آن‌را تشخيص دهد.

اسکات رنسام، اخترشناس رصدخانه راديواخترشناسي ملي در شارلوتسويل ويرجينيا، خبر کشف 17 تپ‌اختر هزارم ثانيه‌اي را در گردهمايي هفته گذشته انجمن اخترشناسان آمريکا در واشنگتن اعلام کرد. بنابر اظهارات رنسام، حدود 100 تپ‌اختر هزارم ثانيه‌اي شناخته شده در کهکشان راه‌شيري وجود دارد. با اين وجود تعداد اندکي از آنها به ميزان کافي روشن و منظم هستند تا با دقت مورد نياز براي جستجوي امواج گرانشي، بتوان به اندازه‌گيري آنها پرداخت.

براي اين‌که بتوان يک موج گرانشي را شناسايي کرد، ابتدا بايد بين 20 تا 40 عدد از اين تپ‌اخترها را که يک آرايه زماني تپ‌اختري (Pulsar Timing Array) را تشکيل مي‌دهند، به مدت 5 تا 10 سال زير نظر قرار داد. اما به کمک تپ‌اخترهاي هزارم ثانيه‌اي جديد، محققان اطمينان دارند که به زودي آمادگي کافي را براي رقابت با رويکرد ديگر به‌دست مي‌آورند.

موقعيت تپ اخترها

( توضيح عکس مقابل: موقعيت تپ‌اخترهاي ميلي‌ثانيه‌اي در کهکشان راه‌شيري در نقشه پايين سمت چپ مشخص شده است. اما چگونه مي‌توان از اين‌ها براي يافتن امواج گرانشي استفاده کرد؟

1- امواج گرانشي ناشي از ادغام سياه‌چاله‌هاي ابرسنگيني که در کهکشان‌هاي دور قرار دارند، موقعيت زمين را در فضا به آرامي تغيير مي‌دهد.

2- تلسکوپ‌هاي زميني مي‌توانند اختلاف ناچيز در زمان رسيدن فوران‌هاي راديويي تپ‌اخترهاي ميلي‌ثانيه‌اي را که در اثر اين جابجايي اندک رخ مي‌دهد، اندازه‌گيري کنند.

3- اندازه‌گيري اين اثر در آرايه‌اي از تپ‌اخترها، اين اثر را تقويت و احتمال آشکارکردن آن را بالا مي‌برد.)

گروه‌هايي که از تداخل‌سنج‌هاي ليزري زميني استفاده مي کنند در ايتاليا، آلمان و ايالات متحده مستقر هستند. فيزيکدانان اين گروه‌ها براي ساليان متمادي چندين پتابايت (هر پتا برابر 10 به توان 15 است) داده را بررسي کرده‌اند، بدون اين‌که حتي کوچکترين نشانه‌اي دال بر وجود امواج گرانشي به‌دست آورند.

با اين حال گروه‌هاي زميني خوش‌شانس بوده و ردپاي امواج گرانشي را در يک اتفاق نادر، يعني ادغام دو ستاره نوتروني مجاور هم کشف کرده‌اند. اما تا زماني که آشکارساز اصلي گروه، رصدخانه تداخل‌سنجي ليزري امواج گرانشي (LIGO) در لوييزيانا در سال 2015 / 1394 ارتقاء يابد، نمي‌توان داده‌هاي لازم را جمع‌آوري کرد. در آن زمان اين تداخل‌سنج حساسيت کافي را براي جمع‌آوري امواج گسيل شده از چنين حجم عظيمي خواهد داشت. بنابراين راديو اخترشناسان شانس اين را دارند که زودتر امواج گرانشي را کشف کنند.

بروس آلن، مدير انستيتو فيزيک گرانشي ماکس پلانک در هانوفر آلمان که تحليل داده‌هاي مشترک را بين آشکارسازهاي زميني مديريت مي‌کند، اعتقاد دارد گروه تپ‌اخترها يک شانس خيلي خوب براي شکست دادن آشکارسازهاي زميني دارند و از نظر وي، اين يک مسابقه واقعي است و برنده اين رقابت، قطعا موفق به دريافت جايزه نوبل فيزيک خواهد شد.

پايان مسابقه کشف امواج گرانشي که نزديک به يک قرن از آغاز آن گذشته، آغازي براي علم اخترشناسي امواج گرانشي خواهد بود. در حال حاضر رويکردهاي گوناگون پديده‌هاي مختلفي را دنبال مي‌کنند. درحالي‌که تداخل‌سنج‌ها به دنبال ضربان‌هاي سريع ناشي از ادغام ستاره‌هاي نوتروني هستند، زمان‌سنج‌هاي تپ‌اختري سيگنال‌هاي پس‌زمينه‌اي قوي‌تر و با فرکانس پايين‌تر را جستجو مي‌کنند که از ادغام سياه‌چاله‌هاي فوق سنگين در مرکز کهکشان‌هاي دور مي‌آيند. آنتن فضايي تداخل‌سنج ليزري (LISA) که يک ماموريت فضايي چندين ميليارد دلاري مشترک بين ناسا و آژانس فضايي اروپا است، نسبت به فرکانس‌هاي مياني امواج گرانشي حساس است که مربوط به رخدادهايي مانند ادغام کوتوله‌هاي سفيد است. ماموريت لايزا متشکل از 3 ماهواره خواهد بود که رئوس يک مثلث متساوي‌الاضلاع به ضلع 5 ميليون کيلومتر را در فضا تشکيل مي‌دهند و همانند يک تداخل‌سنج بزرگ در فضا کار مي‌کنند.

تداخل سنج ليزري در لايگو

بنابر اظهارات توماس پرنس، اخترفيزيکدان موسسه تکنولوژي کاليفرنيا، کالتک و از دانشمندان ماموريت LISA، تداخل‌سنج‌هاي زميني و فضايي براي شناسايي رخدادهاي گرانشي بهتر هستند. اما رنسام معتقد است که در مقام مقايسه، آرايه‌هاي زماني تپ‌اختري بسيار ارزان‌ترند. وي مي‌گويد: «روش جديد به‌جاي آن‌که آشکارسازي مانند LIGO نياز داشته باشد که ساخت آن 300 ميليون دلار هزينه داشت و ارتقاء آن نيز 200 ميليون دلار ديگر هزينه مي‌برد، از راديو تلسکوپ‌هاي موجود استفاده مي‌کند.»

شناسايي شديدترين رخدادهاي عالم نياز به حساسيت فوق‌العاده‌اي دارد. در روش استفاده از آرايه‌هاي زماني تپ اختري اين حساسيت از جنس زمان و در روش تداخل‌سنجي از جنس مکان است. تداخل‌سنج‌ها قبلا موقعيت اجرام آزمون خود را با دقت يک در ميليون ميليون ميليارد (10 به توان منفي 21) مشخص کرده‌اند. پرنس اين دقت را به اندازه‌گيري فاصله نزديک‌ترين ستاره به زمين با دقتي معادل ضخامت موي انسان تشبيه مي‌کند.

تداخل ‌سنج

تداخل ‌سنج شکافنده جبهه موج

در این نوع از تداخل ‌سنجها جبهه موج اولیه شکافته شده و این جبهه‌ها همچون چشمه امواج ثانویه بکار می‌روند. جبهه‌های امواج ثانویه باهم تداخل کرده و نقش فریزهای تداخلی را بر روی پرده بوجود می‌آورند. آنچه سبب ایجاد تداخل می‌شود اختلاف مسیر بین دو پرتو نوری در راه رسیدن به پرده است و این عاملی است که سبب ایجاد اختلاف فاز بین دو پرتو نوری می‌شود.



تصویر

آزمایش یانگ

یک موج تخت تکفام فرضی که شکاف باریک درازی را روشن می‌کند در نظر می‌گیریم. از آن شکاف موجی استوانه‌ای خارج می‌شود، و فرض می‌کنیم که این موج به نوبه خود روی دو شکاف باریک موازی و نزدیک هم بتابد. این شکافها دو چشمه ثانوی همدوس را تشکیل می‌دهند. هر جا که اموج حاصل از دو شکاف بر روی هم می‌افتد تداخل روی می‌دهد.

آینه دوگانه فرنل

آینه دوگانه فرنل شامل دو آینه تخت نقره اندود است که با زاویه بسیار کوچکی نسبت به هم قرار گرفته‌اند. یک بخش از جبهه موج استوانه‌ای که از شکاف S خارج می‌شود، از آینه اول باز تابیده می‌شود. در حالیکه بخش دیگر جبهه موج از آینه دوم باز می‌تابد. در ناحیه‌ای که دو موج بر هم نهاده می‌شوند، یک میدان تداخلی در فضا بوجود می‌آید. اختلاف راه نوری بین دو پرتو مثل آزمایش یانگ ، مضرب صحیحی از طول موج است.

منشور دوگانه فرنل

منشور دوگانه فرنل شامل دو منشور نازک است که پایه‌های آنها به هم چسبیده‌اند. یک تک موج استوانه‌ای به دو منشور برخورد می‌کند. بخش بالای جبهه موج به طرف پایین کشیده می‌شود. در حالیکه بخش پایین‌تر به طرف بالا می‌شکند. در ناحیه برهمنهی تداخل رخ می‌دهد.



تصویر

آینه لوید

این آینه شامل یک قطعه تخت دی‌الکتریک و یا فلزی است که همچون آینه بکار می‌رود و بخشی از جبهه موج استوانه‌ای ورودی شکاف S از آن بازتابیده می‌شود. بخش دیگر جبهه موج مستقیما از شکاف به پرده می‌تابد. اگر ورقه‌ای نازک از یک ماده شفاف در مسیر پرتوهای که مستقیما بسوی پرده حرکت می‌کنند قرار گیرد این ورقه شفاف اثر فزاینده شمار طول موجها را در هر پرتو مستقیم خواهد داشت.

تداخل‌ سنج‌ شکافنده دامنه موج

فرض می‌کنیم که یک موج نوری بر آینه نیم نقره اندودی فرود آید. بخشی از این موج از آینه عبور می‌کند و بخش دیگری از آینه منعکس می‌شود. البته دامنه‌های هر دو موج عبوری و بازتابیده ، از موج اصلی کمتر خواهند بود. می‌توان گفت که دامنه شکافته شده است. اگر دو موج جدا شده به نحوی بتوانند دوباره در یک آشکار ساز به هم برسند، تا مادامی که همدوسی اصلی بین این دو موج از بین نرفته است، تداخل نتیجه خواهد شد.



تصویر

تداخل‌ سنج مایکلسون

یک چشمه گسترده موجی را گسیل می‌کند. باریکه شکاف موج را دو قسمت می‌کند که قسمتی به سمت راست و قسمت دیگر در امتداد زمینه به راه خود ادامه می‌دهد. این دو موج بوسیله آینه‌های بازتابیده شده و به باریکه شکاف برگردانده می‌شود. بخشی از موجی که از می‌آید، از باریکه شکاف به طرف پایین عبور کرده و بخشی از موج گسیلی از بوسیله باریکه شکاف به سمت آشکار ساز منحرف می‌شود. بدین ترتیب دو موج یکی می‌شوند و می‌توان انتظار تداخل را داشت.

تداخل‌ سنج ماخ زنور

این تداخل ‌سنج از دامنه شکاف و دو آینه کاملا بازتابان تشکیل شده است. دو موج داخل دستگاه در امتداد مسیرهای جداگانه حرکت می‌کنند. اختلاف بین مسیرهای نوری می‌تواند بوسیله کجی ناچیزی در یکی از باریکه شکافها پدید آید. چون این دو مسیر از هم جدا شده‌اند، به خط کردن تداخل ‌سنج نسبتا مشکل است. وارد کردن یک شی در باریکه ، اختلاف مسیر نوری را تغییر می‌دهد، در نتیجه نقش فریزها تغییر خواهد کرد.

تداخل ‌سنج ساگناک

این تداخل ‌سنج از چهار بازو تشکیل شده است. جنبه مهم دستگاه این است که باریکه‌ها دو مسیر مشابه ولی در راستاهای مخالف را اختیار می‌کنند و هر دو پیش از آنکه برای تشکیل تداخل باهم متحد شوند، حلقه‌های بسته‌ای را تشکیل می‌دهند. یک جابجایی جزئی اختیاری در سمتگیری یکی از آینه‌ها باعث ایجاد اختلاف در طول مسیر شده و در نتیجه یک نقش فریز تشکیل خواهد شد.

تداخل ‌سنج چند باریکه‌ای

تداخل ‌سنج چند باریکه‌ای یک تیغه شیشه‌ای است که دو رویه آن اندکی نقره اندود شده باشد. در این تداخل‌ سنجها نور حاصل از منبع توسط عدسی محدب موازی می‌شود. دسته پرتوهای موازی به باریکه برخورد کرده و هر پرتو بعد از شکست (قسمتی منعکس) وارد تیغه شیشه‌ای شده ، به سطح مقابل تیغه برخورد می‌کند. بخشی از نور از این سطح منعکس شده و بخشی دوباره شکست یافته و وارد هوا می‌شود. بخش بازتابی از سطح دوم دوباره به سطح اول برخورد کرده و بخشی از آن منعکس و بخش دیگر دوباره وارد هوا می‌شود. این عمل چندین بار تکرار می‌شود و شمار بسیار زیادی از پرتوها بازتابش داخلی پیدا خواهند کرد.

تداخل‌سنج فابری ‌پرو

دو شیشه نیم نقره اندود یا آلومینیوم اندود که از نظر نوری تخت هستند، سطوح بازتابنده مرزی را تشکیل می‌دهند. پرتو از طریق تیغه‌ای که بطور جزئی نقره اندود شده است وارد می‌شود و در فاصله بین دو تیغه چندین بار بازتابیده می‌شود. پرتوهای تراگسیلیده بوسیله یک عدسی جمع شده و به کانونی روی یک پرده هدایت می‌شوند، که در آنجا باهم تداخل کرده و لکه‌های روشن یا تاریک را تشکیل می‌دهند

اندازه‌گیری پوسته نازک بوسیله تداخل‌سنج چند باریکه‌ای

پوسته‌ای که تغییر ضخامت آن مورد نظر است با لایه کدری از نقره به ضخامت حدود 70 نانومتر اندود می‌شود. سطوح نقره اندود مقابل یکدیگر یک نقش فریز چندین موجی تیزی را پدید می‌آورد. تیغه بالایی اندکی کج شده است تا یک پوسته هوا ایجاد شود. با این روش می‌توان ضخامتهایی حدود 2 نانومتر را به آسانی تعیین کرد. این روشها توان تفکیکی در عمق را بدست می‌دهد که با توان تفکیک جانبی یک میکروسکوپ الکترونی قابل مقایسه است

پراش فرانهوفر

انواع پراش

پراش فرانهوفر

فرض کنید که یک مانع کدر حاوی یک روزنه کوچک داریم که امواج تخت حاصل از یک چشمه نقطه‌ای شکل خیلی دور (S) ، آن را روشن کرده است. صفحه مشاهده ، پرده‌ای است موازات با مانع کدر ، دورتر بودن صفحه مشاهده به آرامی باعث تغییر پیوسته در فریزها می‌شود. در فاصله خیلی دور از مانع نقش تصویر شده بطور قابل ملاحظه‌ای پخش خواهد شد. بطوری که به روزنه واقعی بی‌شباهت است و یا شباهت اندکی با آن خواهد داشت. از آنجا به بعد حرکت دادن پرده تنها اندازه نقش پراش را تغییر می‌دهد ولی شکل آن را بدون تغییر می‌گذارد. این پراش را فرانهوفر یا پراش میدان- دور می‌گویند.
  • پراش فرنهوفر تک شکاف

    در این نمونه شکاف مستطیل شکل که پهنای کوچک و طول چند سانتی متردارد، در مقابل منبع نور قرار می‌گیرد.
    پرتوهای نور بعد از عبور از شکاف بر روی پرده تشکیل تصویر می‌دهند، که قسمت مرکزی در مقایسه با کناره‌ها شدت بیشتری دارد. نقش‌های پراش در اطراف این ناحیه بوضوح دیده می‌شود و ضمن اینکه شدت نور با دور شدن از ناحیه مرکزی کاهش ی‌یابد، نوارهای تاریک در بین نوارهای روشن قابل روئیت است.

  • شکاف دوگانه

    در این نمونه مانع کدر که در مقابل
    نور قرار می‌گیرد از دو شکاف مستطیل شکل موازی تشکیل شده است. هر روزنه به خودی خود همان نقش پراش تک شکافی را روی پرده دید ایجاد خواهد کرد. در هر نقطه روی پرده سهم‌های مربوط به این دو شکاف روی هم می‌افتد. گرچه دامنه هر کدام از آنها اساسا باید باهم مساوی باشد، ممکن است اختلاف فاز قابل توجهی پیدا کنند. در داخل قله مرکزی پراش وجود خواهد داشت. ممکن است یک بیشینه تداخل و یک کمینه پراش با یک مقدار از (زاویه انحراف از قسمت مرکزی) متناظر باشند. در چنین حالتی نوری وجود ندارد، که در آن موقعیت دقیق در تداخل شرکت کند و قله حذف شده را مرتبه گم شده می‌نامند.



تصویر

پراش فرنل

فرض کنید یک مانع کدر حاوی روزنه کوچک که اموج تخت حاصل از یک چشمه نقطه‌ای شکل خیلی دور (S) ، آن را روشن کرده است. در این حالت صفحه مشاهده پرده‌ای موازی با مانع است. در این شرایط یک تصویر از روزنه بر روی پرده می‌افتد، که علی‌رغم وجود برخی فریزهای جزئی در اطراف محیط آن ، به روشنی قابل تشخیص است. بتدریج که صفحه مشاهده از مانع دور می‌شود، تصویر روزنه گر چه هنوز به راحتی قابل تشخیص است، هرچه شکل مشخص‌تری به خود می‌گیرد، و این در حالی است که فریزها نمایانتر می‌شوند. این پدیده مشاهده شده پراش فرنل یا میدان- نزدیک نامیده می‌شود.

اصل بابینه

دو پرده پراشان را مکمل می‌گویند، هرگاه نواحی شفاف روی یک پرده با نواحی کدر پرده دیگر و بر عکس متناظر باشند. وقتی که دو پرده مکمل روی هم بیافتند، آشکار است که ترکیب آنها کاملا کدر است.

توری پراش

آرایه‌ای تکراری از عناصر پراشان ، نظیر روزنه‌ها یا موانعی که اثر آنها ایجاد تغییرات متناوبی در فاز ، دامنه یا هر دوی آنها در یک موج خروجی است، یک توری پراش نامیده می‌شود. غالبا توریهای تخت تراشه‌ای ، یا شیارهایی تقریبا مستطیلی چنان سوار می‌شوند که بردار انتشار فرودی تقریبا بر هر یک از وجوه شیارها عمود باشند.

منابع: